دیروز بعد از هفده سال ازدواج برای اولین بار من و علی باهم رفتیم رستوران برای نهار.از بعد از نهار تا موقع خواب چندین بار ازش تشکر کردم.آخر شب بهش گفتم اولین بار بود باهم رفتیم رستوران. برگشت گفت ماشین نداشتیم.بهانه ی احمقانه ای بود. ما همیشه ماشین داریم. 365 روز سال شاید ماشیننداشته باشیم ولی همیشه هست و نیست. مابین هست ها یعنی هیچ وقت جور نشده بود بریم رست
برچسب:
نویسنده: نیکان فدایی
تاريخ: جمعه
7 ارديبهشت
1397 ساعت: 20:19